تانکر فروشی

مامان جون سلام (۱۲) – بچه ها شادی

۲۵ تیر ۱۳۹۷

مامان جون سلام (۱۲)

مامان جون سلام

من الان کلاس اولی هستم و تو خونه همه خوشحالیم . حتی شروع مدرسه رفتنم را جشن گرفتیم . اینطوری من نسبت به مدرسه رفتن و هر چیزی که بهش مربوطه مثبت برخورد میکنم. یعنی این برام یک اتفاق خوبه.

مامان و بابای عزیزم لطفا این کارها را نکنید:

۱-کنارم نشین تا تکالیفم را انجام بدم

اما میتوانی مرتب با چایی و بیسکویت بهم سر بزنی و نگاهی به تکالیفم بیندازید (حتی اگر تکالیفم تمام نشده بود) ،نشان بدهید که از اینکه نشستم و دارم تکالیفم را انجام میدهم چقدر خوشحال و راضی هستید.

۲-چون مهمانی بودم و نرسیدم و گریه کردم ، خواهش میکنم تکالیفم را برایم ننویسید ، این برعکس چیزی  که فکر میکنید ، خیانت به من است نه لطف و همدردی.

حالا از اول شروع می کنیم:

اگر با سرویس به خونه می آیم سعی کنید حتما حتما خونه باشید و در رو برایم باز کنید، این بهم احساس با ارزش بودن میدهد و متوجه می شوم که با مدرسه رفتن کار مهمی انجام می دهم که باعث خوشحالی شماها است.

چنانچه خودتون دنبالم می آیید ، لطفا حتما قبل از زنگ تعطیلی آنجا باشید ، طوری که وقتی از مدرسه بیرون می آیم بتوانم ببینمتون، این یک احساس اطمینان عالی.

توی راه منزل از همه جا صحبت کنید ، می توانید برای اینکه من هم یاد بگیرم اول از روز خودتون تعریف کنید و بعد از روز من بپرسید ، منزل که رسیدیم هر دو لباس درآورده و لباس خانه می پوشیم بعد هم دست و صورت شسته و اماده ناهار خوردن یا هر کاری.

بعد از ناهار قبل از استراحت “خوب عزیزم” چه تکلیف هایی داری؟ بیا برنامه ریزی کنیم که هم استراحت کنیم هم کارهایمان بموقع تمام شود.

خودم : مامان هم ریاضی دارم ، هم مشق و هم دیکته

مامان: خوب از کدوم میخوای شروع کنی؟

خودم: از ریاضی

مامان: خوب فکر میکنی چقدر وقت لازم داری زیاد یا کم؟

خودم : کم، چون خوب بلدم، زود تموم میشه.

مامان: خوب بعدی چی باشه ؟

خودم : مشق یا دیکته؟

مامان: خوب فکر میکنم دیکته آخر هم باشه بهتر است چون با مشق نوشتن یکبار دیگه دوره می شود و بهتر یاد می گیری، نظرت چیه؟

خودم : اره خوبه پس اول مشق بعد دیکته

مامان: خوب برای نوشتن مشق چقدر وقت لازم داری ؟

خودم: نمی دونم زیاده.

مامان: اشکالی نداره اگر خیلی زیاده می توانیم تقسیمش کنیم ، راستی کارتنی که دوست داری چه ساعتی شروع میشه؟

خودم : خوب اون ساعت ۴:۳۰ شروع میشه

مامان: پس الان ساعت ۱:۳۰ است تا ۴:۳۰ سه ساعت وقت داریم .پیشنهاد میکنم اول یکم هر دویمان استراحت کنیم بعد از نیم ساعت هردو می رویم سر کارهایمان من ظرفهای ناهار را می شورم و تو هم تکلیف ریاضیت را انجام بده بعد نیم ساعت استراحت بعدش میرویم سر دومین کارمان من … و تو یک قسمت از مشقت را مینویسی تا کارتن شروع شود، بعد از کارتن اگر چیزی از مشقت موند که بعد از کارتن انجام میدهی، چطوره؟

حالا چون ساعت را نمیشناسم و زمان اول، ساعت ۲ میباشد که استراحتمان تمام میشود ، باید روی ساعت ۲ یک تیکه چسب بزنی تا من بتوانم زمان را تشخیص دهم

اولین زمانی که رسید چسب بعدی را میزنید که زمان شروع کارتنم است. این چسب که نشانگر شروع کارتنم است باید رنگی باشد با ماژیک رنگش کنید.

حالا زمانی که تکلیف ریاضی ام باید تمام شود طبق شناختی که از من داری یکم بیشتر چسب بزن که خودم بتوانم کنترل کنم. شما هم میتوانی بینش یادآوری کنی نه اینکه دائم و پشت سر هم بگویی ، نه هر از گاهی بیا نگاه کن و هر مقداری که انجام داده بودم را تشویق کن و اینکه خوبم تو وقت و با عقربه ها نشانم بده که چقدر هنوز زمان دارم. حتی میتوانید برای تموم کردن هر تکلیفی یک شکلات یا یک چیز خوردنی کوچک که دوست دارم  بهم بدهید .

مامان جون اگر بتوانی این برنامه را دو سه هفته ای انجام بدهی ، بعدش دیگر راحتی چون بدون دعوا و مرافه و تنبیه یاد گرفتم که:

هر چیزی زمان خودش را دارد.

با برنامه ریزی به هرچه دوست دارم میتوانم برسم.

نسبت به تکلیف انجام دادن  مثبت می شوم و دیگه مثل دشمن بهش نگاه نمیکنم

دلم شاد است چون با تکلیف انجام دادن تجربه به دست می آورم و چیزی را از دست نمی دهم

حتی مسئولیت پذیری را هم یاد می گیرم ، چون یاد می گیرم که با انجام دادن وظیفه ام به همه چیزهای خوب دسترسی دارم ولی اگر انجام ندهم تک تک چیز ها را نخواهم داشت.